خاطره
امروز میخوام ی خاطره بذارم از دوران راهنماییم.
یادم کلاس دوم راهنمایی بودم ، معلم قرآنمون وقتی درس میداد میگفت برای هفته بعد تو خونه تمرین کنید و ی بار هم با دقت بخونید و صداتونو ضبط کنید بیارید سر کلاس.خلاصه این شده بود کار هر هفته ما!ی نوار کاست داشتم که چندین بار روش قران خوندن خودمو ضبط کرده بودم.وقتی هم می رفتیم مدرسه ، آقا معلم چند نفری رو صدا می زد و کاست ها رو میذاشت تو ضبط صوت و ما هم گوش می دادیم.
از قضا ی روز آقا معلم لیستو باز کرد و گفت : سوادکوهی کاستتو بردار بیار.ما هم تنبل!به زور همین مرحله ضبط کردنو انجام می دادیم!هیچوقت خودم قبلش گوش نمیدادم ببینم چی خوندم.به هر حال نوار رو بردم دادمو آقا معلم هم گذاشت تو ضبط صوت!خب شروع شد بسم الله الرحمن الرحیم.....
همه چیز داشت خوب پیش می رفت منم راضی و با خودم میگفتم به به چقد خوب که یهو کلاس از خنده منفجر شد!!
البته خب حقم هم داشتن بندگان خدا اونجایی که داشتم نفس می گرفتم واسه آیه بعدی و همه جا ساکت بود ی موتور از بغل خونه ما رد شده بود که صدای ویژژژژژژژژژژژش تو کاست من بود.وای که اون روز کلی من سرخ و سفید شدم و بقیه خندیدن.............!!!
قابل توجه بازدیدکنندگان گرامی: